ساجده محبیان سرپرست پایگاه ملی بازار سنتی اراک در یادداشتی نوشت: «شهر ۱۵ دقیقهای» در سالهای اخیر به یکی از مفاهیم مهم در ادبیات طراحی و برنامهریزی شهری تبدیل شده است؛ مفهومی که در ظاهر با یک بازه زمانی تعریف میشود، اما در ماهیت خود درباره کیفیت رابطه میان انسان و شهر است. در این رویکرد، شهر مطلوب شهری نیست که صرفاً امکان جابهجایی سریعتر را فراهم کند، بلکه شهری است که بخش قابل توجهی از نیازهای روزمره شهروندان را در فاصلهای نزدیک و با تکیه بر پیادهروی، دوچرخه و حملونقل عمومی پاسخ دهد. به همین دلیل، مفاهیمی همچون مجاورت، تنوع عملکردی، اختلاط کاربری، مقیاس انسانی و کیفیت فضای عمومی، در مرکز این رویکرد قرار گرفتهاند.
شاید در نگاه نخست، شهر ۱۵ دقیقهای مفهومی کاملاً معاصر به نظر برسد؛ اما اگر با دقت بیشتری به ساختار شهرهای تاریخی ایران نگاه کنیم، درمییابیم که بخشهایی از این منطق، پیش از ظهور شهر خودرومحور در سازمان فضایی شهر ایرانی وجود داشته است. بازار تاریخی اراک را میتوان یکی از نمونههای قابل تأمل برای چنین بازخوانی دانست؛ مجموعهای که در آن معماری، حرکت، اقتصاد و زندگی اجتماعی در یک ساختار فضایی منسجم به یکدیگر پیوند خوردهاند.
بازار اراک همزمان با شکلگیری شهر سلطانآباد در دوره قاجار شکل گرفت و از ابتدا صرفاً یک فضای تجاری نبود. راستهها، سراها، تیمچهها و فضاهای وابسته، در کنار فعالیتهای تجاری، مجموعهای از عملکردهای خدماتی، مذهبی، اجتماعی، تولیدی و اقامتی را در خود جای داده بودند. این همجواری عملکردها، در کنار شبکه پیاده و ساختار نسبتاً فشرده بازار، موجب میشد فعالیتهای مختلف در فاصلهای نزدیک از یکدیگر جریان داشته باشند. بنابراین بازار را میتوان بخشی از زیرساخت شهری شهر تاریخی اراک دانست؛ زیرساختی که تنها کالا و تجارت را جابهجا نمیکرد، بلکه محل شکلگیری ارتباطات اجتماعی، تعاملات اقتصادی و تجربه جمعی شهر نیز بود.
از منظر معماری و طراحی شهری، شاید مهمترین درس بازار در مقیاس آن نهفته باشد؛ مقیاسی که برای انسان شکل گرفته است. راستهها و گذرها برای حرکت پیاده طراحی شدهاند و توالی طاقها، تغییر نور و سایه، ورودی سراها و تیمچهها، امکان مکث و تعامل را در طول مسیر فراهم میکنند. در چنین فضایی، مسیر فقط وسیلهای برای رسیدن به مقصد نیست، بلکه خود بخشی از فضای عمومی و تجربه شهری است. این همان رویکردی است که امروز در شهرسازی معاصر با مفاهیمی مانند پیادهمداری، شهر انسانمحور و کیفیت فضای عمومی دنبال میشود.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که آن را در کنار مسائل امروز شهر اراک قرار دهیم. شهر معاصر بهدلیل گسترش کالبدی و جدایی عملکردها، فاصله میان محل سکونت و محل کار، خرید، آموزش، خدمات و تفریح را افزایش داده است. نتیجه طبیعی این روند، افزایش تعداد و طول سفرهای روزانه و در پی آن افزایش فشار بر شبکه معابر و شکلگیری گرههای ترافیکی است. در چنین شرایطی، شاید همه پاسخها را نباید در توسعه معابر، افزایش ظرفیت خیابانها یا ایجاد مسیرهای جدید جستوجو کرد؛ بخشی از راهحل میتواند در خودِ ساختار شهر و نحوه توزیع فعالیتها نهفته باشد.
اگر منطق فضایی بازار تاریخی اراک، یعنی نزدیکی فعالیتها، تنوع عملکردی، مراکز محلی فعال، دسترسی پیاده و مقیاس انسانی، با شرایط امروز و در مقیاس مناسب در سایر بخشهای شهر بازخوانی شود، میتواند به کاهش بخشی از سفرهای غیرضروری کمک کند. در واقع، شهر ۱۵ دقیقهای پیش از آنکه درباره سرعت حرکت باشد، درباره کاهش نیاز به حرکت است. شهری که خدمات و فعالیتهای روزمره را به شهروند نزدیک میکند، میتواند بدون افزایش ظرفیت خودرو، بخشی از تقاضای سفر را کاهش دهد و فشار بر شبکه ترافیکی را کنترل کند.
از همین منظر، بازار تاریخی اراک میتواند برای مدیریت شهری تنها یک محدوده تاریخی نیازمند حفاظت نباشد؛ بلکه یک نمونه ارزشمند برای مطالعه و بازاندیشی در ساختار مرکز شهر باشد. تقویت پیوند بازار با بافت پیرامون، ارتقای کیفیت مسیرهای پیاده، ساماندهی فضاهای عمومی، حفظ تنوع فعالیتهای سازگار، حمایت از اقتصاد محلی و تقویت ارتباط با حملونقل عمومی، اقداماتی هستند که میتوانند همزمان به حفاظت از ارزشهای تاریخی و ارتقای عملکرد شهری کمک کنند.
البته نباید بازار اراک را بهصورت مصنوعی «شهر ۱۵ دقیقهای» نامید یا انتظار داشت ساختار تاریخی آن بدون تغییر به شهر امروز تعمیم داده شود. اهمیت موضوع در چیز دیگری است: شهر ۱۵ دقیقهای میتواند بهعنوان یک لنز معاصر، امکان بازخوانی منطق فضایی بازار را فراهم کند؛ منطقی که در آن فاصله میان انسان و فعالیتهای شهری کوتاه، حرکت پیاده ارزشمند و تنوع عملکردی بخشی از حیات شهر بوده است.
از این منظر، حفاظت از بازار نیز نباید صرفاً به حفظ آجر، طاق، گنبد و حجره محدود شود. ارزش واقعی بازار در رابطه میان کالبد، فعالیت، حرکت و جامعه شکل گرفته است و حفاظت پایدار زمانی محقق میشود که این رابطه همچنان امکان ادامه داشته باشد. بازار تاریخی اگر بتواند در کنار حفظ اصالت معماری، به فعالیتی زنده و متناسب با نیازهای امروز شهروندان ادامه دهد، نهتنها یک اثر تاریخی حفظ شده، بلکه بخشی از سرمایه شهری اراک برای آینده فعال شده است.
شاید مهمترین درس بازار تاریخی اراک برای شهر امروز همین باشد که برای حل مسئله ترافیک همیشه نباید راه خودرو را کوتاهتر کرد؛ گاهی باید فاصله میان انسان و نیازهایش را کوتاهتر کرد. در این نگاه، بازار نه تصویری منجمد از گذشته، بلکه الگویی برای اندیشیدن به آینده است؛ آیندهای که در آن میراث فرهنگی، معماری، طراحی شهری، اقتصاد محلی، پیادهمداری و زندگی روزمره میتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند.
بازار تاریخی اراک، از این منظر، صرفاً میراثی برای حفاظت نیست؛ سرمایهای شهری برای بازاندیشی در شیوه ساختن و اداره شهر آینده اراک است.
انتهای پیام/

نظر شما